میخوای بری ؟؟؟؟

میخوای بری ...

برو ....

دیگه هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی زر نزن! 

مواظب خودت باش ...

خوشبخت بشی ...

و این زرت و پرتا !!!

وقتی رفتی ....

دیگه این چیزا بهت مربوط نیست ....

فهمیدی ؟؟؟؟ 

 

 

 

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

می آیی . . . عاشق می کنی . . . محو میشوی . . . تا فراموشت می کنم ، دوباره می آیی . . . تازه می کنی خاطراتت را . . . محو میشوی . . . .

علی فلسفی

قاصدك باز اگر برگشتي و اگر پرسيدت ز فلاني چه خبر تو خودت حال مرا مي داني بوسه بر دستش زن و بپرس... قاصدك پر زد و رفت بالهايش خيس جمله هايش نصفه و تو مأيوس شدي كه فلاني باز نفهميد كه در وادي عشق حرف زدن ممنوع است!

بهزاد

سلام. خوبی؟ حوصله داشتی بهم سر بزن و مطالبی را که گذاشتیم بخون. شاید دیگه نتونم زیاد سر بزنم. ممنونم .[ناراحت] طناب را به گردنم انداختند گفتند اخرین درخواستت؟ گفتم دیدن عشقم گفتند خسته است دیشب تا صبح برایت طناب بافته... راستی تخرین پستت عجب جمله جالبی بود.

هیوا

سکوتـــــــــــــ … و دیگر هیچ نمی گویم …! که این بزرگترین اعتراض دل من است به تو … سکوت را دوستـــــــــ دارم به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ ….. **************************

وحید۵۳

کاشی نیومده بودی کاش حرفای قشنگت این قد بد نمی شد تو نامردی

وحید۵۳

خیر من شعر رو می گم قصد توهین نداشتم[خجالت]

LoverOnly

هيچ كس خود را آنگونه كه براستي هست نمي نماياند، بلكه نقاب خود را بر چهره مي زند و نقش خود را بازي مي كند. در حقيقت، مراتب اجتماعي ما چيزي بيش از يك كمدي بي سر و ته نيست.