چه غمگینانه بود ...

ایستاده‌ام
در اتوبوس
چشم در چشم‌های نگفتنی‌اش.
یک نفر گفت:
«آقا
جای خالی
بفرمایید»
چه غمگینانه است
وقتی در باران
به تو چتر تعارف کنند.

 

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفرت از عشق

صدامم از من نشئت میگیرهااااااا... از منه غمگین میتونه صدایی شاد بیاد بیرون؟! امیدوارم خوشت اومده باشه... ببخشید غمگینه کمی...

Nafas

زندگی به سختی اش می ارزد ... اگر تو در انتهای هر قصه ایستاده باشی ... خدای خوب من..

ترسا

پسرم می‌پرسد : چرا باید ریاضی بخوانم ؟ دلم می‌خواهد بگویم لازم نیست بی‌ خواندن هم خواهی دانسـت دو تکه نان بیش از یک تکه است . . . (برتولت برشت) ============ [گل][گل][گل]

وحید۵۳

محبت بی دلیل عشق محبت نیست تبهکاری ست

امیر

بدوبیا وب کار دارم[گل]

علی فلسفی

دلم خوش بود که یارم با وفا بود کمی از زندگیش ازان مابود ولی افسوس که فکر ماغلط بود که زنگ تفریحش احساس مابود.

فرزاد&مهسا

بانو بخوان حرف هایم را... وقتت را نمیگیرد... تا دیروز میگفتم از هیچ چیز بیم نداشته باش... اما... حالا میگویم بترس! از این جماعت بترس و دوری کن . بترســ از مردهایی که همه جای خانه شان دستمال کاغذی پیدا می شود... بترســـ از مردهایی که انگشت های نوازشگرشان پستی و بلندی های بدن ات را هنرمندانه پیدا می کنند.. بترســــ از مردهایی که بعد از دو جمله ی اولِ آشنایی تو را "خانومم" صدا میزنند... بترســــ از مردهایی که آدامس کبالت توی داشبرد ماشینشان، توی کشوی میز مطب شان،یا طبقه سوم کتابخانه شان پیدا می شود.. بترســـ از مرد هایی که جلوی پایت ترمز میکنند -خانوم برسونمتون بترســـ از مردهایی که بازی را باز کردن دکمه های مانتو ی تو شروع، و با بستن دکمه ی شلوار خودشان تمام میکنند... بترســــ از مردهایی که فرق Alldays و always را می دانند. بترســــ از مرد هایی که برای هر مناسبتی یک حوله‌ی نو از توی کمدشان بیرون می‌آورند!!!! بترســــ از مرد هایی که عکس تو را میبیند و میگویند : ""nice pic "چه هیکل قشنگی داری خانومی"... بترســــ از مردهایی که می‌دانند کِی بگویند: « جان... جانم...» بترســ

علی فلسفی

خداوندا از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم حال که بزرگ شده ام و کسی را دوست می دارم می گویند: فراموشش کن دکتر علی شریعتی

پروین

حالـــــــا حرفـــــــهایمان بمـــــــاند برای بعد … دلخوری هـــــــایمـــــــان … دلـــــــتنگی هـــــــایمـــــــان … و تمـــــــام اشکـــــــهای مـن … تنها به من بگو … با او چـــــــگونـــــــه میگـــــــذرد … کــــــه با مـن نمی گذشت . . . ؟