دیوانه ی سیگار...

ازش پرسیدم ...

چیشد سیگاری شدی ؟؟؟

یه شب بارون می اومد ...خیلی تنها بودم ...

چیشد که ترک کردی ؟؟؟

یه شب بارون می اومد ....دیگه تنها نبودم ...

چیشد سیگارو دوباره شروع کردی ؟؟؟

یه شب بارون می اومد ...باز تنها شدم ...

چیشد اوردنت اینجا بستریت کردن ؟؟؟

یه شب بارون می اومد ...خیلی تنها بودم ...

تو خیابون دیدمش ...اون تنها نبود ....

 

p

/ 21 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mamad026

سیگارم چه خوب درک میکند مرا .... و چه زیبا کام میدهد ...... این نو عروس شب تنها.... چه لذتی میبریم از این هم بستری.... او از جان مایع میگذارد و من از عمر.... هر دو میسوزیم به پای هم.....

mamad026

هى لعنتى! بيا باهم بازى کنيم: تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار، من هم "شماره هاى غريبه هاى توى گوشى أت را.

mamad026

عادت ندارم سیگارم را با آتش دیگران روشن کنم ! دلم با آتش دیگران سوخت برایم کافی بود …

mamad026

به کبریت نیازی نیست... سیگارم بر لبم میگذارم و به دردهایم فکر میکنم، خودش آتش میگیرد...

وحید۵۳

چطور بارونی شدی تو شبای سیگاری همش می رفتم زیر بارون بارونی شدم

NighT GirL

این سکوت سنگین تو سر به سرم می گذارد°°° ادامه اش بدهی عاشق تر می شوم!!

justtanhaiii

مگ قرار نبیییییید هرروز باپی؟؟؟؟؟؟؟پس کو؟[ناراحت]

s??

سلام گلم آپم بدوووووووبيا[پلک]

ستاره

سیلوووووووووم وبلاکت درجه یکهههههههههههه ایول بازم بهم بسر خوش حال می شم بای بای

سمیرا

اااااا اینو ک منم گذاشته بودم تووبم؟؟!!!![سوال][ناراحت]